بررسی تعاملات سیاسی و فرهنگی ایران عصر صفوی با گورکانیان هند و امپراطوری عثمانی (1524-1629م)

چکیده
در دهه‌های قرن دهم هجری قمری شانزدهم میلادی، ناظر توزیع مکرر‌ی نیروهای سیاسی در سراسر دنیای اسلامی بود.
ترکان عثمانی، قدرت خود را از آسیای غربی و شمال آفریقا تا مرزهای مراکش گستراندند. سلسله ی گورکانیان در هند اختراع گشت و به ویژه صفویان یک دولت شیعی مذهب کامل را در ایران اختراع کردند که بعضاً هر کدام با دیگری درگیری و رزم داشت. در این میان آشوب های طولانی صفویان با عثمانی ها به دلیل اختلاف ایدئولوژیکی که از رزم رسمی دو مذهب تشیع سنی نشأت می گرفت از اهمیت خاصی در مناسبات این همسایه های مسلمان برخوردار است.
با ظهور دولت صفویه، هرج و مرج سیاسی و ملوک الطوایفی در ایران برچیده شد و حکومت به لحاظ ظاهری جنبه ی دینی داشت، به وجود آمد. صفویه با حکومت سیاسی و مذهبی که پدید آورد توانست استقلال ایران را در جلو تهاجمات فرهنگی نظامی همسایه غربی یعنی امپراطوری عثمانی حفظ کند و در اثر این عمل، کشور ایران را از متصرفات اسلامی ترکان عثمانی که خود را وارث خلفای عباسی ساختند و اروپاییان مسیحی را که دشمن ترکان عثمانی بودند به خود احضاریه کردند.
با تمرکز قدرت در ایران که مهم ترین نمودش در زمان پادشاهی عباس اول گردید. عملاً شروط به نفع ایران دگرگون سازی سو می داد. از طرف دیگر ظهور سلسله گورکانیان هند، با اندکی زمان پس از تأسیس سلسله صفویه صورت گرفت، روابط سیاسی این دو کشور که طفیل با اُفت خیز بودگاه منجر به قطع روابط به صورت موقت، نه استوار می شده است. هندوستان تنها همسایه سنی مذهب صفویان بود که کشمکش های وظیفه شناس و طولانی مدت با ایران نداشت. هرچند منازعاتی بر سر قندهار به وقوع پیوست، اما هیچ گاه موجب کینه و دشمنی بین دو ملت ایران و هند نشد و سر این مدارا و تفاهم را باید در علائق مشترک و پیوندهای کهن فرهنگی جست، و از این طریقه هند و فرهنگ و مذهب دو ملت به تفاهم و تشخص جدیدی دست یافت.
واژگان کلیدی: ایران، گورکانیان هند، امپراطوری عثمانی، تعاملات فرهنگی، تعاملات سیاسی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *